انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
impatient
بیصبر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیصبر
- بیطاقت
معنی و کاربرد
بیصبر
adjective — صفتEnglish meaningUnable to wait calmly; lacking patience.
ناشکیبا و بیتحمل در انتظار
He was impatient to hear the result.
او برای شنیدن نتیجه بیصبر بود.
She grew impatient with the delay.
او از تاخیر بیصبر شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- restless
- eager
متضادها (انگلیسی)
- patient
ترکیبهای رایج
- impatient with
- grow impatient