پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

impose

برنهادن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برنهادن
  • تحمیل کردن

معنی و کاربرد

  1. برنهادن

    verb — فعل
    English meaning

    To place or set something upon; to impose or establish.

    نهادن چیزی بر کسی

    • They imposed new taxes.

      آنها مالیات‌های تازه برنهادند.

    • Do not impose your will on others.

      اراده خود را بر دیگران برمگذار.

شکل‌های واژه

present stem
برنه

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • impose
  • establish
  • lay

یادداشت کاربرد

فعلی کهن به معنای نهادن و تحمیل کردن.