انگلیسیبه فارسیverb — فعل
impose
برنهادن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برنهادن
- تحمیل کردن
معنی و کاربرد
برنهادن
verb — فعلEnglish meaningTo place or set something upon; to impose or establish.
نهادن چیزی بر کسی
They imposed new taxes.
آنها مالیاتهای تازه برنهادند.
Do not impose your will on others.
اراده خود را بر دیگران برمگذار.
شکلهای واژه
- present stem
- برنه
هممعنیها (انگلیسی)
- impose
- establish
- lay
یادداشت کاربرد
فعلی کهن به معنای نهادن و تحمیل کردن.