انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
impure
ناصاف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناصاف
- ناخالص
- ناپاک
معنی و کاربرد
ناصاف
adjective — صفتEnglish meaningNot pure; mixed with something else or morally unclean.
وصف چیزی ناخالص یا ناپاک
The water was impure and unsafe to drink.
آب ناصاف و ناسالم برای نوشیدن بود.
Impure gold is less valuable.
طلای ناخالص کمارزشتر است.
هممعنیها (انگلیسی)
- unclean
- tainted
- adulterated
متضادها (انگلیسی)
- pure
- clean
ترکیبهای رایج
- impure water
- impure substance
یادداشت کاربرد
ناصاف در فارسی هم به معنای ناخالص و ناپاک و هم به معنای ناهموار به کار میرود.
واژههای مرتبط
- unclean