پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

impure

ناصاف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ناصاف
  • ناخالص
  • ناپاک

معنی و کاربرد

  1. ناصاف

    adjective — صفت
    English meaning

    Not pure; mixed with something else or morally unclean.

    وصف چیزی ناخالص یا ناپاک

    • The water was impure and unsafe to drink.

      آب ناصاف و ناسالم برای نوشیدن بود.

    • Impure gold is less valuable.

      طلای ناخالص کم‌ارزش‌تر است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unclean
  • tainted
  • adulterated

متضادها (انگلیسی)

  • pure
  • clean

ترکیب‌های رایج

  • impure water
  • impure substance

یادداشت کاربرد

ناصاف در فارسی هم به معنای ناخالص و ناپاک و هم به معنای ناهموار به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • unclean