انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
inability
ناتوانی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناتوانی
- ناتوان بودن
- ضعف
معنی و کاربرد
ناتوانی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being unable to do something; lack of ability.
نداشتن توان انجام کار
His inability to speak annoyed him.
ناتوانی در سخن گفتن او را آزرد.
The inability to pay caused problems.
ناتوانی در پرداخت مشکل آفرید.
She hid her inability well.
ناتوانی خود را خوب پنهان کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- incapacity
- weakness
متضادها (انگلیسی)
- ability
ترکیبهای رایج
- inability to
واژههای مرتبط
- unable