پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

inauspicious

نامیمون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نامیمون
  • بدشگون
  • نحس

معنی و کاربرد

  1. نامیمون

    adjective — صفت
    English meaning

    Suggesting that things will go badly; unlucky.

    بدشگون و نشانه بدی

    • It was an inauspicious start.

      آغازی نامیمون بود.

    • They considered the day unlucky.

      آن‌ها آن روز را نامیمون می‌دانستند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unlucky
  • ominous
  • ill-omened

متضادها (انگلیسی)

  • auspicious
  • fortunate

واژه‌های مرتبط