انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
inclined
متمایل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متمایل
- گرایشمند
- مایل
معنی و کاربرد
متمایل
adjective — صفتEnglish meaningHaving a tendency or preference toward something; likely to do or feel something.
کسی که به کاری یا نظری گرایش دارد
She is inclined to agree with him.
او متمایل است با او موافق باشد.
I am inclined to think he is right.
من متمایلم که فکر کنم او درست میگوید.
He is inclined toward music.
او به موسیقی متمایل است.
هممعنیها (انگلیسی)
- disposed
- prone
- willing
متضادها (انگلیسی)
- averse
- reluctant
ترکیبهای رایج
- inclined to agree
- artistically inclined
یادداشت کاربرد
متمایل با حرف اضافهٔ «به» به کار میرود و بر گرایش و تمایل دلالت دارد.