پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

inclusive

دربرگیرنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دربرگیرنده
  • شامل
  • فراگیر

معنی و کاربرد

  1. دربرگیرنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Including all or much of a group; comprehensive.

    شمول

    • The price is inclusive of tax.

      قیمت دربرگیرندهٔ مالیات است.

    • An inclusive policy welcomes all.

      سیاستی دربرگیرنده همه را می‌پذیرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • comprehensive
  • encompassing
  • all-embracing

ترکیب‌های رایج

  • all-inclusive
  • inclusive of

یادداشت کاربرد

دربرگیرنده یعنی شامل و همه‌جانبه.

واژه‌های مرتبط

  • include