انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
incurable
علاجناپذیر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- علاجناپذیر
- درمانناپذیر
- بیدرمان
معنی و کاربرد
علاجناپذیر
adjective — صفتEnglish meaningNot able to be cured or remedied; beyond treatment.
پزشکی و درمان
The disease is incurable.
این بیماری علاجناپذیر است.
He suffered from an incurable illness.
او به بیماریای علاجناپذیر مبتلا بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- untreatable
- terminal
متضادها (انگلیسی)
- curable
ترکیبهای رایج
- incurable disease
- incurable optimist
یادداشت کاربرد
در فارسی مجازی هم به کار میرود: خوشبینی علاجناپذیر.