انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
index
فهرست به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فهرست
- سیاهه
معنی و کاربرد
فهرست
noun — اسمEnglish meaningAn ordered list of items, especially the contents of a book.
کتاب
Check the index at the end of the book.
فهرست انتهای کتاب را ببینید.
She compiled an index of names.
او فهرستی از نامها تهیه کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- list
- catalog
- table of contents
ترکیبهای رایج
- table of contents
واژههای مرتبط
- catalog