پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

indicative

نشان‌دهنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نشان‌دهنده
  • نشانگر

معنی و کاربرد

  1. نشان‌دهنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Serving as a sign or indication of something.

    نشان دادن چیزی

    • The result is indicative of progress.

      نتیجه نشان‌دهندهٔ پیشرفت است.

    • These figures are indicative only.

      این ارقام فقط نشان‌دهنده هستند.

  2. نشانگر

    noun — اسم
    English meaning

    One that indicates; an indicator.

    چیزی که نشان می‌دهد

    • The gauge is a good indicator of pressure.

      گیج نشانگر خوبی برای فشار است.

    • It is an indicator of economic health.

      این نشانگری از سلامت اقتصادی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • indicatory
  • symptomatic

ترکیب‌های رایج

  • indicative of

واژه‌های مرتبط

  • نشانه