انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
indifference
بیعلاقگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیعلاقگی
- بیتفاوتی
- سردی
معنی و کاربرد
بیعلاقگی
noun — اسمEnglish meaningLack of interest, concern, or sympathy; apathy.
احساس و نگرش
She showed indifference to the news.
او به این خبر بیعلاقگی نشان داد.
His indifference hurt his friends.
بیعلاقگی او دوستانش را آزرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- apathy
- unconcern
متضادها (انگلیسی)
- interest
ترکیبهای رایج
- total indifference
- show indifference
واژههای مرتبط
- apathetic
- uninterested