انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
inexperience
بیتجربگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیتجربگی
- کمتجربگی
معنی و کاربرد
بیتجربگی
noun — اسمEnglish meaningLack of experience or skill.
His inexperience caused many mistakes.
بیتجربگی او اشتباهات زیادی ایجاد کرد.
She was blamed for her inexperience.
او بهخاطر کمتجربگی سرزنش شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- naivety
متضادها (انگلیسی)
- experience