انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
inexperienced
کمتجربه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کمتجربه
- بیتجربه
- تازهکار
معنی و کاربرد
کمتجربه
adjective — صفتEnglish meaningLacking practical experience.
بیتجربگی
He is inexperienced in business.
در تجارت کمتجربه است.
The inexperienced worker made mistakes.
کارگر کمتجربه اشتباه کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- green
- novice
- unpracticed
متضادها (انگلیسی)
- experienced
- skilled
ترکیبهای رایج
- inexperienced driver
واژههای مرتبط
- novice
- amateur