پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

inexperienced

کم‌تجربه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کم‌تجربه
  • بی‌تجربه
  • تازه‌کار

معنی و کاربرد

  1. کم‌تجربه

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking practical experience.

    بی‌تجربگی

    • He is inexperienced in business.

      در تجارت کم‌تجربه است.

    • The inexperienced worker made mistakes.

      کارگر کم‌تجربه اشتباه کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • green
  • novice
  • unpracticed

متضادها (انگلیسی)

  • experienced
  • skilled

ترکیب‌های رایج

  • inexperienced driver

واژه‌های مرتبط