انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
infatuation
تعشق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تعشق
- دلباختگی
- شیفتگی
معنی و کاربرد
تعشق
noun — اسمEnglish meaningAn intense but short-lived passion or admiration for someone or something.
دلبستگی و شیفتگی شدید اما گذرا
His infatuation with her soon faded.
تعشق او به او بهزودی فروکش کرد.
It was just a youthful infatuation.
این فقط دلباختگی جوانی بود.
She mistook infatuation for love.
او تعشق را با عشق اشتباه گرفت.
شکلهای واژه
- plural
- infatuations
هممعنیها (انگلیسی)
- crush
- obsession
- passion
متضادها (انگلیسی)
- indifference
- aversion
ترکیبهای رایج
- a brief infatuation
یادداشت کاربرد
تعشق دلبستگی و شیفتگی شدید اما گذراست.