انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
inflamed
ملتهب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ملتهب
- التهابیافته
- برافروخته
معنی و کاربرد
ملتهب
adjective — صفتEnglish meaningReddened, swollen, or hot due to infection or injury; also intensely stirred.
دچار التهاب؛ همچنین برانگیخته و آشفته
His throat was inflamed.
گلوی او ملتهب بود.
The inflamed wound needed treatment.
زخم ملتهب نیاز به درمان داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- swollen
- irritated
ترکیبهای رایج
- inflamed wound