پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

inflation

تورم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تورم
  • ورم
  • بادکردگی

معنی و کاربرد

  1. تورم

    noun — اسم
    English meaning

    a general rise in prices; also swelling

    تورم اقتصادی

    • Inflation reduced the value of money.

      تورم ارزش پول را کاهش داد.

    • The government tried to control inflation.

      دولت کوشید تورم را مهار کند.

  2. ورم

    noun — اسم
    English meaning

    swelling of a body part

    تورم زانو

    • The doctor examined the swelling.

      پزشک تورم را بررسی کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • price rise
  • swelling

متضادها (انگلیسی)

  • deflation

ترکیب‌های رایج

  • rate of inflation
  • control inflation

واژه‌های مرتبط