انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
influential
بانفوذ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بانفوذ
- تأثیرگذار
- کارساز
معنی و کاربرد
بانفوذ
adjective — صفتEnglish meaningHaving great effect on people or events.
دارای نفوذ و تأثیر بسیار
She is an influential leader.
او رهبری بانفوذ است.
The paper is very influential.
این روزنامه بسیار تأثیرگذار است.
هممعنیها (انگلیسی)
- powerful
- important
- significant
متضادها (انگلیسی)
- insignificant
ترکیبهای رایج
- influential figure
یادداشت کاربرد
بانفوذ یعنی دارای نفوذ و تأثیر.