انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
informal
غیررسمی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غیررسمی
- دوستانه
معنی و کاربرد
غیررسمی
adjective — صفتEnglish meaningNot formal; relaxed and casual in style or manner.
بدون تشریفات رسمی
It was an informal meeting among friends.
آن جلسهای غیررسمی میان دوستان بود.
You may use informal language here.
میتوانی اینجا از زبان غیررسمی استفاده کنی.
هممعنیها (انگلیسی)
- casual
- unofficial
متضادها (انگلیسی)
- formal
ترکیبهای رایج
- informal talk
- informal setting