انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
initiative
مبادرت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مبادرت
- پیشدستی
- اقدام
معنی و کاربرد
مبادرت
noun — اسمEnglish meaningThe act of taking the first step; the ability to act and decide without prompting.
پیشدستی و اقدام
She took the initiative to solve the problem.
او در حل مشکل مبادرت کرد.
He acted on his own initiative.
او به ابتکار خودش اقدام کرد.
شکلهای واژه
- verb
- initiate
هممعنیها (انگلیسی)
- enterprise
- action
- leadership
متضادها (انگلیسی)
- inaction
ترکیبهای رایج
- take the initiative
- on one's own initiative
یادداشت کاربرد
مبادرت به پیشدستی و آغاز کردن کار اشاره دارد.
واژههای مرتبط
- enterprise