انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
innocence
بیگناهی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیگناهی
- معصومیت
- بیگناهی
معنی و کاربرد
بیگناهی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being free from guilt or wrongdoing.
وضعیت بیگناه و پاک بودن
He proved his innocence in court.
او بیگناهی خود را در دادگاه اثبات کرد.
She believed in the innocence of the accused.
او به بیگناهی متهم باور داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- guiltlessness
- purity
متضادها (انگلیسی)
- guilt
- culpability
ترکیبهای رایج
- prove one's innocence