پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

innocent

بی‌گناه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌گناه
  • معصوم
  • بی‌تقصیر

معنی و کاربرد

  1. بی‌گناه

    adjective — صفت
    English meaning

    Not guilty of a crime or offense; free from blame.

    کسی که گناه یا تقصیری مرتکب نشده است

    • The court found him innocent.

      دادگاه او را بی‌گناه شناخت.

    • She insisted that she was innocent.

      او اصرار داشت که بی‌گناه است.

    • An innocent man was set free.

      مردی بی‌گناه آزاد شد.

  2. بی‌گناه

    adjective — صفت
    English meaning

    Harmless, simple, or lacking experience of evil.

    کسی که ساده و دور از بدی است

    • The child asked in an innocent voice.

      کودک با صدایی بی‌گناهانه پرسید.

    • It was just an innocent mistake.

      فقط اشتباهی بی‌گناهانه بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • blameless
  • guiltless
  • pure

متضادها (انگلیسی)

  • guilty
  • culpable

ترکیب‌های رایج

  • innocent victim
  • prove innocent
  • innocent mistake

یادداشت کاربرد

بی‌گناه هم به معنای بی‌تقصیر در برابر قانون و هم به معنای معصوم و ساده است.