انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
innovation
ابداع به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ابداع
- نوآوری
- اختراع
معنی و کاربرد
ابداع
noun — اسمEnglish meaningThe action or process of introducing new ideas, methods, or products.
پدید آوردن چیز نو و بی سابقه
The company is known for innovation.
شرکت به ابداع شهرت دارد.
Innovation drives progress.
ابداع سبب پیشرفت می شود.
His invention was a great innovation.
اختراع او ابداعی بزرگ بود.
شکلهای واژه
- plural
- innovations
هممعنیها (انگلیسی)
- novelty
- invention
- creativity
متضادها (انگلیسی)
- tradition
- imitation
ترکیبهای رایج
- technological innovation
- encourage innovation
- a great innovation
یادداشت کاربرد
ابداع یعنی پدید آوردن چیز نو؛ با اختراع و نوآوری هم معناست.