انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
inquiry
سراغ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سراغ
- جستجو
- پرسش
معنی و کاربرد
سراغ
noun — اسمEnglish meaningThe act of asking about someone's whereabouts or condition; a request for information.
پرسیدن از حال یا جای کسی
I asked after his address.
از نشانی او سراغ گرفتم.
No one asked about him.
هیچکس سراغش را نگرفت.
She went to ask after the missing child.
او رفت سراغ کودک گمشده را بگیرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- inquiry
- question
ترکیبهای رایج
- ask after someone
- get news of someone
یادداشت کاربرد
سراغ بیشتر در ترکیب «سراغ گرفتن» به کار میرود و به معنای پرسیدن از حال یا جای کسی است.