انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
insane
دیوانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دیوانه
- مجنون
- خله
معنی و کاربرد
دیوانه
adjective — صفتEnglish meaningSeriously mentally ill; not of sound mind.
مبتلا به بیماری روانی شدید
The insane man was sent to a hospital.
آن مرد دیوانه به بیمارستان فرستاده شد.
He was declared insane by the court.
دادگاه او را دیوانه اعلام کرد.
دیوانه
adjective — صفتEnglish meaningExtremely foolish or wild; crazy.
بسیار احمقانه یا افراطی
It is insane to drive so fast.
اینقدر سریع رانندگی کردن دیوانگی است.
She was insane with jealousy.
او از حسادت دیوانه شده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- mad
- crazy
- demented
متضادها (انگلیسی)
- sane
- rational
ترکیبهای رایج
- go insane
- insane asylum
- drive someone insane
واژههای مرتبط
- insanity
- mad