انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
inside
درون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- درون
- داخل
معنی و کاربرد
درون
noun — اسمEnglish meaningThe inner part or interior of something.
فضای داخلی چیزی
The inside of the box is red.
درون جعبه قرمز است.
We stayed inside because of the rain.
به خاطر باران درون ماندیم.
شکلهای واژه
- plural
- insides
هممعنیها (انگلیسی)
- interior
- within
متضادها (انگلیسی)
- outside
- exterior
ترکیبهای رایج
- inside out
- from the inside
یادداشت کاربرد
درون نقطهٔ مقابل بیرون است.