پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیpreposition — حرف اضافه

inside

داخل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • داخل
  • درون
  • تو

معنی و کاربرد

  1. داخل

    preposition — حرف اضافه
    English meaning

    In or into the interior of something.

    • The keys are inside the drawer.

      کلیدها داخل کشو هستند.

    • Let's go inside the house.

      بیا داخل خانه برویم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • within
  • indoors
  • interior

متضادها (انگلیسی)

  • outside
  • exterior

ترکیب‌های رایج

  • inside out
  • go inside

واژه‌های مرتبط