انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
insider
خودی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خودی
- آشنا
- اهل خودی
معنی و کاربرد
خودی
noun — اسمEnglish meaningA person who belongs to a particular group and is accepted by its members.
کسی که عضوی از یک گروه است
Only insiders knew about the plan.
تنها خودیها از این طرح خبر داشتند.
He is treated as an insider by the team.
تیم با او مانند یک خودی رفتار میکند.
شکلهای واژه
- plural
- insiders
هممعنیها (انگلیسی)
- member
- confidant
- accepted person
متضادها (انگلیسی)
- outsider
- stranger
ترکیبهای رایج
- insider information
- treat as an insider
یادداشت کاربرد
خودی به کسی گفته میشود که در گروه پذیرفته و از نزدیکان به شمار میآید.