انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
instability
بیثباتی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیثباتی
- ناپایداری
معنی و کاربرد
بیثباتی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being unstable or changeable.
ناپایداری و بیثباتی
Political instability hurt the economy.
بیثباتی سیاسی به اقتصاد آسیب زد.
The bridge shows signs of instability.
پل نشانههایی از ناپایداری دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- volatility
- unsteadiness
متضادها (انگلیسی)
- stability
ترکیبهای رایج
- political instability
- emotional instability