پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

instability

بی‌ثباتی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌ثباتی
  • ناپایداری

معنی و کاربرد

  1. بی‌ثباتی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being unstable or changeable.

    ناپایداری و بی‌ثباتی

    • Political instability hurt the economy.

      بی‌ثباتی سیاسی به اقتصاد آسیب زد.

    • The bridge shows signs of instability.

      پل نشانه‌هایی از ناپایداری دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • volatility
  • unsteadiness

متضادها (انگلیسی)

  • stability

ترکیب‌های رایج

  • political instability
  • emotional instability

واژه‌های مرتبط