انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
insufficiency
نارسایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نارسایی
- کمبود
- نقص
معنی و کاربرد
نارسایی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being insufficient or inadequate; a failure of a bodily organ.
پزشکی یا عمومی
He suffers from kidney failure.
او از نارسایی کلیه رنج میبرد.
The report noted an insufficiency of funds.
گزارش از نارسایی بودجه خبر داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- deficiency
- inadequacy
- failure
متضادها (انگلیسی)
- sufficiency
یادداشت کاربرد
در پزشکی برای از کار افتادن اندام نیز به کار میرود.