انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
interest
علاقهمندی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- علاقهمندی
- علاقه
- دلبستگی
معنی و کاربرد
علاقهمندی
noun — اسمEnglish meaningThe feeling of wanting to know or learn about something.
He showed great interest in music.
او علاقهمندی زیادی به موسیقی نشان داد.
Her interest in art grew over time.
علاقه او به هنر بهمرور بیشتر شد.
شکلهای واژه
- plural
- interests
هممعنیها (انگلیسی)
- curiosity
- fascination
متضادها (انگلیسی)
- indifference
ترکیبهای رایج
- take an interest in