پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

intimate

صمیمی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • صمیمی
  • خودی

معنی و کاربرد

  1. صمیمی

    adjective — صفت
    English meaning

    Close and familiar, especially in a personal way.

    نزدیک و خودمانی

    • They are intimate friends.

      آن‌ها دوستان صمیمی هستند.

    • The room had an intimate atmosphere.

      اتاق فضایی صمیمی داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • close
  • familiar
  • friendly

متضادها (انگلیسی)

  • distant
  • formal

ترکیب‌های رایج

  • intimate friend

واژه‌های مرتبط