پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

inventory

موجودی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • موجودی
  • انبار
  • دارایی

معنی و کاربرد

  1. موجودی

    noun — اسم
    English meaning

    The stock of goods available.

    موجودی انبار

    • The inventory shows low stock.

      موجودی نشان‌دهنده کمبود کالاست.

    • They checked the inventory.

      آن‌ها موجودی را بررسی کردند.

  2. موجود زنده

    noun — اسم
    English meaning

    A living being; entity.

    جاندار

    • Every creature needs water.

      هر موجودی به آب نیاز دارد.

    • No living being was found.

      هیچ موجود زنده‌ای یافت نشد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stock
  • supply

واژه‌های مرتبط

  • stock