انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
inventory
موجودی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- موجودی
- انبار
- دارایی
معنی و کاربرد
موجودی
noun — اسمEnglish meaningThe stock of goods available.
موجودی انبار
The inventory shows low stock.
موجودی نشاندهنده کمبود کالاست.
They checked the inventory.
آنها موجودی را بررسی کردند.
موجود زنده
noun — اسمEnglish meaningA living being; entity.
جاندار
Every creature needs water.
هر موجودی به آب نیاز دارد.
No living being was found.
هیچ موجود زندهای یافت نشد.
هممعنیها (انگلیسی)
- stock
- supply
واژههای مرتبط
- stock