پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

inverted

واژگون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • واژگون
  • وارونه
  • سرنگون

معنی و کاربرد

  1. واژگون

    adjective — صفت
    English meaning

    Turned upside down or reversed in position.

    وارونه و سرنگون

    • The boat lay inverted on the shore.

      قایق واژگون در ساحل افتاده بود.

    • The image appeared inverted in the mirror.

      تصویر در آینه واژگون دیده می‌شد.

  2. سرنگون

    adjective — صفت
    English meaning

    Overthrown or caused to fall.

    افتاده و برانداخته

    • The statue stood inverted after the storm.

      مجسمه پس از طوفان واژگون ایستاده بود.

    • Their plans were left inverted.

      نقشه‌هایشان واژگون ماند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • upside-down
  • overturned
  • reversed

متضادها (انگلیسی)

  • upright

ترکیب‌های رایج

  • inverted commas
  • turn inverted

واژه‌های مرتبط