انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
inverted
واژگونه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- واژگونه
- وارونه
معنی و کاربرد
inverted
adjective — صفتEnglish meaningTurned upside down or reversed in position or order.
در وصف وارونگی
The image appeared inverted in the mirror.
تصویر در آینه واژگونه دیده شد.
He held the map inverted.
او نقشه را واژگونه در دست داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- upside-down
- reversed
متضادها (انگلیسی)
- upright
ترکیبهای رایج
- inverted commas
واژههای مرتبط
- invert