انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
involved
دخیل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دخیل
- درگیر
- مشارکتکننده
معنی و کاربرد
دخیل
adjective — صفتEnglish meaningConnected with or implicated in something.
درگیر و مرتبط با چیزی
Several people were involved in the crime.
چند نفر در جنایت دخیل بودند.
He was involved in the project.
او در این پروژه دخیل بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- implicated
- engaged
متضادها (انگلیسی)
- uninvolved
ترکیبهای رایج
- be involved in
یادداشت کاربرد
دخیل به معنای درگیر و سهیم بودن در کاری است.