پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

irregular

بی‌قاعده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌قاعده
  • نامنظم
  • خارج از قاعده

معنی و کاربرد

  1. بی‌قاعده

    adjective — صفت
    English meaning

    Not following a regular pattern, rule, or norm.

    • His heartbeat was irregular.

      ضربان قلب او نامنظم بود.

    • This is an irregular verb.

      این یک فعل بی‌قاعده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • abnormal
  • uneven

متضادها (انگلیسی)

  • regular
  • normal

ترکیب‌های رایج

  • irregular verb

واژه‌های مرتبط