انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
irreligious
بیدین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیدین
- بیمذهب
- کافر
معنی و کاربرد
بیدین
adjective — صفتEnglish meaningLacking religious belief or not practising a religion.
بدون باور یا پایبندی دینی
He was raised in an irreligious family.
او در خانوادهای بیدین بزرگ شد.
The book was banned for its irreligious ideas.
کتاب بهسبب اندیشههای بیدینانهاش ممنوع شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- godless
- unbelieving
- secular
متضادها (انگلیسی)
- religious
- devout
ترکیبهای رایج
- irreligious views
واژههای مرتبط
- godless
- secular