پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

isolated

منزوی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منزوی
  • گوشه‌نشین
  • تنها

معنی و کاربرد

  1. منزوی

    adjective — صفت
    English meaning

    Far away from other places or people; solitary.

    دور از مردم و گوشه‌گیر

    • He lives an isolated life in the mountains.

      او زندگی‌ای منزوی در کوهستان دارد.

    • She felt isolated at the new school.

      او در مدرسهٔ جدید احساس انزوا می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • secluded
  • solitary
  • withdrawn

متضادها (انگلیسی)

  • sociable
  • connected

ترکیب‌های رایج

  • isolated area
  • feel isolated

یادداشت کاربرد

منزوی هم به مکان دورافتاده و هم به شخص گوشه‌گیر گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط