انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
itch
خارش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خارش
- خاریدن
معنی و کاربرد
خارش
noun — اسمEnglish meaningAn uncomfortable sensation that makes one want to scratch.
احساس ناخوشایندی که به خاراندن وادار میکند
The itch on his arm would not stop.
خارش بازویش قطع نمیشد.
She felt an itch from the insect bite.
او از نیش حشره احساس خارش میکرد.
شکلهای واژه
- plural
- itches
هممعنیها (انگلیسی)
- itching
- tingle