پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

itinerant

دوره‌گرد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دوره‌گرد
  • سرگردان
  • آواره

معنی و کاربرد

  1. دوره‌گرد

    adjective — صفت
    English meaning

    Traveling from place to place; itinerant or vagrant.

    سرگردان و کوچنده

    • An itinerant merchant passed by.

      بازرگانی دوره‌گرد گذشت.

    • He led an itinerant life.

      او زندگی‌ای دوره‌گرد داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • itinerant
  • wandering
  • nomadic

ترکیب‌های رایج

  • itinerant worker

واژه‌های مرتبط