پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

jaw

فک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فک
  • آرواره

معنی و کاربرد

  1. فک

    noun — اسم
    English meaning

    Either of the two bones in the head that hold the teeth and form the mouth.

    استخوان آرواره در سر

    • He broke his jaw in the accident.

      او در تصادف فکش شکست.

    • The dog held the bone in its jaws.

      سگ استخوان را در آرواره‌هایش نگه داشت.

    • She clenched her jaw in anger.

      او از خشم فکش را فشرد.

شکل‌های واژه

plural
jaws

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • mandible
  • jawbone

ترکیب‌های رایج

  • lower jaw
  • drop one's jaw

یادداشت کاربرد

فک به استخوان آرواره گفته می‌شود؛ معنای دیگر آن اندیشه و تفکر است.

واژه‌های مرتبط