پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

juncture

بزنگاه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بزنگاه
  • برهه
  • لحظه حساس

معنی و کاربرد

  1. بزنگاه

    noun — اسم
    English meaning

    A particular point in time, especially a critical one.

    لحظه سرنوشت‌ساز

    • At this juncture, we must decide.

      در این بزنگاه باید تصمیم بگیریم.

    • The deal was signed at a critical juncture.

      قرارداد در بزنگاهی حساس امضا شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • moment
  • point
  • climax

ترکیب‌های رایج

  • at this juncture

یادداشت کاربرد

بزنگاه یعنی لحظه یا نقطه حساس و سرنوشت‌ساز.

واژه‌های مرتبط