انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
kebab
کباب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کباب
معنی و کاربرد
کباب
noun — اسمEnglish meaningA dish of pieces of meat grilled on skewers; kebab.
گوشت کبابشده
We ate kebab for dinner.
برای شام کباب خوردیم.
The kebab smelled delicious.
بوی کباب خوشایند بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- kebab
- grill
ترکیبهای رایج
- kebab shop
- grilled kebab
واژههای مرتبط
- grill