انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
keepsake
یادگار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- یادگار
- سوغات
- نشانه
معنی و کاربرد
یادگار
noun — اسمEnglish meaningA small item kept in memory of the person who gave it or the place it came from; a souvenir.
چیزی که به یاد کسی یا جایی نگه میدارند
She kept the ring as a keepsake.
او انگشتر را به عنوان یادگار نگه داشت.
This photo is a keepsake from my trip.
این عکس یادگاری از سفر من است.
هممعنیها (انگلیسی)
- souvenir
- memento
- token
یادداشت کاربرد
یادگار چیزی است که به یاد کسی یا جایی نگه میدارند.