پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

keepsake

یادگار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • یادگار
  • سوغات
  • نشانه

معنی و کاربرد

  1. یادگار

    noun — اسم
    English meaning

    A small item kept in memory of the person who gave it or the place it came from; a souvenir.

    چیزی که به یاد کسی یا جایی نگه می‌دارند

    • She kept the ring as a keepsake.

      او انگشتر را به عنوان یادگار نگه داشت.

    • This photo is a keepsake from my trip.

      این عکس یادگاری از سفر من است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • souvenir
  • memento
  • token

یادداشت کاربرد

یادگار چیزی است که به یاد کسی یا جایی نگه می‌دارند.

واژه‌های مرتبط