انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
key
مفتاح به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مفتاح
- کلید
معنی و کاربرد
مفتاح
noun — اسمEnglish meaningA small metal object used to open or close a lock.
ابزار باز کردن قفل
He turned the key in the lock.
او کلید را در قفل چرخاند.
I lost the key to my room.
کلید اتاقم را گم کردم.
شکلهای واژه
- plural
- keys
هممعنیها (انگلیسی)
- key
ترکیبهای رایج
- car key
- house key
یادداشت کاربرد
«مفتاح» واژهای عربی به معنای کلید است؛ در فارسی امروز بیشتر «کلید» به کار میرود.