انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
kid
بزغاله به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بزغاله
- بزغاله
معنی و کاربرد
بزغاله
noun — اسمEnglish meaningA young goat.
بچهٔ بز
The kid stayed close to its mother.
بزغاله نزدیک مادرش ماند.
Two kids were playing in the yard.
دو بزغاله در حیاط بازی میکردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- young goat