انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
kidney
کلیه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کلیه
- گرده
معنی و کاربرد
کلیه
noun — اسمEnglish meaningEither of the two organs that filter waste products from the blood and produce urine.
آناتومی و پزشکی
He donated one of his kidneys.
او یکی از کلیههایش را اهدا کرد.
Kidney disease can be serious.
بیماری کلیه میتواند جدی باشد.
شکلهای واژه
- plural
- kidneys
هممعنیها (انگلیسی)
- renal organ
ترکیبهای رایج
- kidney failure
- kidney transplant
- kidney stone
یادداشت کاربرد
کلیه در متون کهن و اداری به معنای «همه» نیز به کار میرود، مانند «کلیهٔ افراد».