پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

kill

کشتن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کشتن
  • قتل کردن
  • هلاک کردن

معنی و کاربرد

  1. کشتن

    verb — فعل
    English meaning

    To cause the death of a person, animal, or other living being.

    جان کسی را گرفتن

    • The hunter killed a deer.

      شکارچی آهویی را کشت.

    • He was killed in the accident.

      او در آن حادثه کشته شد.

    • Frost killed the young plants.

      سرما گیاهان جوان را کشت.

  2. از پا درآوردن

    verb — فعل
    English meaning

    To destroy, ruin, or put an end to something.

    نابود کردن یا پایان دادن به چیزی

    • The delay killed our chances.

      آن تاخیر شانس ما را از پا درآورد.

    • That joke killed me.

      آن لطیفه مرا از خنده کشت.

شکل‌های واژه

past tense
killed
present participle
killing
third person singular
kills

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • slay
  • murder
  • destroy

متضادها (انگلیسی)

  • save
  • revive

ترکیب‌های رایج

  • kill time
  • kill a process
  • be killed

یادداشت کاربرد

کشتن در معنای اصلی جان گرفتن است و در معنای مجازی نابود کردن و از پا درآوردن.