انگلیسیبه فارسیverb — فعل
kindle
افروختن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- افروختن
- برافروختن
- شعلهور کردن
معنی و کاربرد
افروختن
verb — فعلEnglish meaningTo set on fire or cause to burn; to arouse a feeling.
آتش را روشن کردن یا احساسی را برانگیختن
They kindled a fire to keep warm.
آنها آتشی افروختند تا گرم شوند.
Her words kindled hope in his heart.
سخنان او امید را در دلش افروخت.
شکلهای واژه
- past
- افروخت
هممعنیها (انگلیسی)
- ignite
- light
- spark
متضادها (انگلیسی)
- extinguish
- quench
ترکیبهای رایج
- kindle a fire
- kindle hope
واژههای مرتبط
- ignite
- light