پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

kingdom

پادشاهی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پادشاهی
  • سلطنت
  • قلمرو

معنی و کاربرد

  1. پادشاهی

    noun — اسم
    English meaning

    A country or territory ruled by a king or queen.

    سرزمینی که پادشاه بر آن حکومت می‌کند

    • The kingdom prospered for centuries.

      آن پادشاهی قرن‌ها شکوفا ماند.

    • He inherited the kingdom from his father.

      او پادشاهی را از پدرش به ارث برد.

  2. سلطنت

    noun — اسم
    English meaning

    The position or period of being a king or queen; monarchy.

    مقام یا دورهٔ فرمانروایی پادشاه

    • Her kingdom lasted thirty years.

      سلطنت او سی سال به طول انجامید.

    • The kingdom passed to his son.

      سلطنت به پسرش رسید.

شکل‌های واژه

plural
kingdoms

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • realm
  • monarchy
  • domain

ترکیب‌های رایج

  • the animal kingdom
  • united kingdom
  • kingdom come

واژه‌های مرتبط